شماره تماس پشتیبانی

09381011255

09912315882

سلام.

اسم من زهرا احمدی است. این روزها بعضی از دوستانم من را “Dayzee” صدا میزنند (سر راه اندازی دِیزیتاک!). من از وقتی که هجده سالم بود بنا به دلایلی که خیلی هم یادم نمی‌آید تصمیم گرفتم که معلم زبان انگلیسی بشوم. آن موقع انگار یک آتش وحشی در وجود من شعله‌ور بود که هی من را به سمت یاد گرفتن و تجربه کردن چیزهای جدید میبرد. البته یاد گرفتن انگلیسی در شهر کوچکی که من در آن زندگی می‌کردم چیزی بیشتر از تکرار صدباره‌ی یک کتاب و گوش دادن به فایل‌های صوتی‌اش و یا تماشای یک فیلم برای بار دهم نبود؛ همه چیز را از همان جا استخراج میکردم و با یک دیدگاه جدید مطالعه‌اش میکردم؛ مثلا از یک متن هم برای تقویت درک مطلب و گرامر و کلمه استفاده میکردم، هم با واکمَنِ آخرین مدلم آن را کلمه به کلمه میخواندم و ضبطش میکردم، و اگر حتی یک کلمه‌ بدجور ادا میشد، همه‌اش را پاک میکردم و دوباره از نو ضبط میکردم و دوباره و دوباره. اعتراف میکنم از این دیوانگی وسواسی‌ام آنقدر لذت میبردم که ساعت‌ها می‌گذشتند و متوجه گذر زمان نمیشدم. انگار یک طوری در یک جایی که بهش احساس تعلق میکردم خودم را پیدا کرده بودم. دوست و رفیق‌های زیادی هم که نداشتم که نگران برنامه‌ها و قرارهایم باهاشان باشم. شاید شما به من بخندید، اما خودم فکر میکنم که همان‌جا در همان کم‌امکاناتی بود که من به تولید محتوا و تهیه و تدوین دوره‌های آموزشی علاقه‌مند شدم. البته آن موقع و تا مدتها بعد از آن هم نمیدانستم که این اسم‌ها را برایشان استفاده می‌کنند.

اول یادگیری و بعد هم آموزش زبان دیگر شد زندگی من. بیشتر شاگردانم درس‌خوان میشدند نه فقط به‌خاطر سخت‌گیری‌هایم، بلکه بیشتر به‌خاطر ذوق و شوقی که موقع تدریس داشتم. آنها هم سر ذوق می‌آمدند انگار. سالهای سال است که از آموزشگاهی به آموزشگاه دیگر، از شهری به شهر دیگر، از حوزه‌ی کاری‌ای به حوزه‌ی دیگر، از تدریس زبان عمومی در کلاس‌های بیست‌نفره‌ی ارزان‌قیمت تا تدریس آیلتس در کلاس‌های خصوصی گران‌قیمت بالاشهری تا تولید محتوای همه جوره، کار کرده‌ام؛ و هنوز هم که هنوز است، با وجود همه تعریف و تمجیدهایی که بخشنده‌وار نثارم می‌شود، ته ته دلم میدانم که هیچکس به اندازه‌ی خودم از کارم لذت نمیبرد. نه به خاطر این‌که خدای‌ناکرده در دیگران مشکلی هست، بلکه به این خاطر که گرما و عمق این شعله‌ای که در وجودم هست را بیشتر از همه خودم حس میکنم. تازگی ها، به این باور رسیده‌ام که هر کاری که از آتش و عشق درونی آدمها نشأت بگیرد، هیچی جز یک اثر هنری نیست.

به واسطه‌ی همین عشق درونی، تصمیم به راه‌اندازی مدل آموزشی dayzeetalk گرفتم، به این امید که به‌کارگیری تحصیلات و سواد و تجربه و کارِ باعلاقه‌ی من، بتواند تجربه‌ای شیرین و متفاوت از یادگیری زبان برای هر کسی که این روش یادگیری را انتخاب میکند بسازد. آخر میدانید همانطور که گفتم، آن‌موقع که من انگلیسی یاد میگرفتم طور دیگری بود شرایط، و به دلیل کمبود منابع یا در واقع دسترسی به آنها، باید از همان تعداد محدود بیشترین و خلاقانه‌ترین استفاده را میکردیم. اما الان با اینکه تنها چیزی حدود یک دهه گذشته از آن زمان، انگار دنیا زیر و رو شده! حالا دچار شده ایم به بمباران اطلاعات. آنقدر اطلاعات و منبع موثق و غیرموثق هست که آدم نمی‌داند کدام را بخواند خلاصه زبان یاد می‌گیرد. البته از آنجا که من هر دوی این‌ها را تجربه کرده‌ام، می‌توانم ادعا کنم که تعدد منابع با اینکه ارزشمند است اما تمام چیزی که باهاش زبان یاد میگیریم نیست؛ چیزهای مهمتری هست مثل این‌که چگونه مفیدترین اطلاعات برای خودمان را سوا کنیم، یا این‌که با چه رویکردی و روشی و تکنیکی از این‌ها استفاده کنیم که تاثیر مضاعفی داشته باشند؛ یا اینکه توی این دنیای بیزنِسی به کی اعتماد کنیم!! خوبی زبان یاد گرفتن این است که با همه سختی‌هایش، آدم‌های بی‌شماری مسیرش را طی کرده‌اند؛ پس می‌دانیم که نشد ندارد. فقط کافی است مدل یادگرفتن خودت را پیدا کنی و مثل چی بچسبی بهش و تا به نتیجه نرسیده‌ای دست برنداری. بله رمز موفقیت یک‌طور پررویی و لجبازی است.

راستش را بخواهید من ته دلم امیدوارم و آرزو می‌کنم مدل یادگرفتنی که پیدا میکنید و میچسبید بهش همین دِیزیتاک ما باشد.

 

زهرا احمدی

زمستان ۱۳۹۸